X
تبلیغات
رایتل

چِنان دل کندم از دنیا

یکشنبه 4 دی‌ماه سال 1390 12:45 ب.ظ نویسنده: مارال نظرات: 0 نظر چاپ

 چنان دل کندم از دنیا 

داریوش عزیزم

 

چنان دل کندم از دنیا که شکلم شکل تنهایی ست!!  

ببین مرگ مرا در خویش که مرگ من تماشایی ست!! 

مرا در اوج می خواهی!تماشا کن،تماشا کن... 

دروغین بودم از دیروز،مرا امروز حاشا کن!! 

در این دنیا که حتی مرگ نمی گرید به حال ما 

همه از من گریزانند تو هم بگذر از این تنها!!  

 

فقط اسمی بجا مانده از آنچه بودم وهستم!! 

دلم،چون دفترم خالی قلم خشکیده در دستم 

 

  

گره افتاده در کارم،به خودکرده گرفتارم 

بجز در خود فرو رفتن چه راهی پیش رو دارم؟؟ 

رفیقان یک به یک رفتندمرابا خودرهاکردند 

همه خود درد من بودند گَمان کردم که هم دردند... 

 

 

شگفتا از عزیزانی که هم آواز من بودند 

به سوی اوج ویرانی پُل پرواز من بودند 

  

 

گره افتاده در کارم،به خودکرده گرفتارم 

بجز در خود فرو رفتن چه راهی پیش رو دارم؟؟ 

رفیقان یک به یک رفتندمرابا خودرهاکردند 

همه خود درد من بودند گَمان کردم که هم دردند...ه یک رفتند .مرا